Page 48 - بولتن خبری الکترونیکی اداره کل راه و شهرسازی استان اصفهان - آذر ماه 1400
P. 48

‫اداره ارتباطات و اطلاع رسانی راه و شهرسازی اصفهان‬

‫ساختمان های نیمه کاره در ورودی شهر که عموم ًا فاقد سازه و مشخصات مهندسی بودند و همین طور فراوانی خودروهای‬
                     ‫ژیان در کوچه پس کوچه های خاکی سطح شهر توجهم را بیش از هر چیز به خود جلب کرد‪.‬‬

‫در واقع شهر تازه تأسیس از دیدگاه نظری و تعریفِ شهر همچنان روستا محسوب می شد و به گفته اهالی از فقر خدمات‬
‫بخصوص خدماتِ آموزشی‪ ،‬ورزشی و فضای سبز نیز رنج می برد‪ .‬برای تکمیل بازدید به همراه شهردار و رئیس شورا‬
‫راهی اراضی کشاورزی اطراف شهر شدیم‪ .‬در میان اراضی کشاورزی بلافصل شهر چند واحد گلخانه ای نیز وجود داشت‬

                                          ‫که روی هم رفته محدوده ای کمتر از پنج هکتار را دربر می گرفتند‪.‬‬

‫وقتی پای صحبت گلخانه داران نشستیم‪ ،‬متوجه شدم تعدادی از شاغلان شهر به دلیل سابقه انجام کارهای فنی برای‬
‫شرکت های پیمانکاری فرانسوی و آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس‪ ،‬به صنعت گلخانه سازی مشغول شده و‬

                                   ‫عده ای نیز با توجه به کاهش منابع آبی به کشت گلخانه ای روی آورده اند‪.‬‬

‫صحبت های رئیس شورای شهر که گویا خود نیز ساکن شهر اصفهان بود‪ ،‬نکته جالبی با خود داشت و اینکه شهروندان‬
‫گلشنی حس تعلق بالایی به موطن خود داشته و هر کجا که باشند همچنان حامی شهر و همشهریانشان هستند‪ .‬ایشان‬
‫در مسیر برگشت به اصفهان برایمان یک قرار بازدید از گلخانه ای در فاصله حدود ‪ 12‬کیلومتری از شهر گلشن ترتیب‬
‫داد‪ .‬بازدید از این گلخانه نیز آموزه های جالبی برایم داشت و علاوه بر وابستگی فعالان حوزه گلخانه داری به نیروی کار‬

                      ‫متخصص گلشنی‪ ،‬تاحدی همبستگی اجتماعی مورد ادعای رئیس شورا را هم ثابت می کرد‪.‬‬

‫صاحب گلخانه هر روز صبح نیروی کار مورد نیاز را با مینی بوس از شهر گلشن به محل گلخانه می آورد و امکانات‬
‫رفاهی قابل قبولی نیز در اختیارشان می گذاشت که برایم جالب بود به گونه ای که نگاه غیرانتفاعی و همراه با حس‬

                                    ‫مسئولیت اجتماعیِ صاحب گلخانه بر سودآوری واحد تولیدیش غلبه داشت‪.‬‬

‫به هر حال بازدید تمام شد و مدت ها گذشت تا اینکه هفته گذشته پس از ‪ 72‬سال و این بار برای نظارت بر تهیه طرح‬
‫تفصیلی به همراه راننده دوباره راهی شهر گلشن شدم‪ .‬برخلاف انتظار اثری از آن دوربرگردان کذایی نبود و جای خود را‬
‫به یک زیرگذر تقریب ًا استاندارد داده بود‪ .‬اینکه میگویم تقریباً‪ ،‬به این دلیل است که مسیر فرعی دسترسی به زیرگذر از‬
‫شیب طولی مناسبی برخوردار نبود و هیچ تمهیدی نیز برای کاهش سرعت در آن اندیشیده نشده بود ولی به هرحال جای‬

                            ‫ُغر زدن هم نداشت چراکه برای آن شهر به نسب ِت قبل امکانی عالی فراهم شده بود‪.‬‬

‫پس از عبور از زیرگذر‪ ،‬تصویر خندا ِن سردار دل ها در ابتدای بلوار ورودی حالمان را بهتر کرد‪ .‬چهره قدیم گلشن تغییر‬
‫کرده بود و شهر دارای در و دروازه و المان های شهری شده بود؛ طوری که با کمک تابلوی راهنمایی توانستیم خودمان‬
‫را به شهرداری برسانیم‪ .‬ساختمان شهرداری همان محل قدیم بود؛ اما مقداری تغییر کرده بود بخصوص اینکه شهردار‬
‫برای خودش اتاق جدیدی دست وپا کرده بود‪ .‬رفیوژ میانی بلوار مجاور شهرداری هم اگرچه عرض ناچیزی داشت اما با‬

                                               ‫کاشتن گل های اطلسی کیفیت خوشایندی را عرضه می کرد‪.‬‬

                                                            ‫‪۰7‬‬
   43   44   45   46   47   48   49   50   51   52   53