Page 24 - کتاب خطر نفوذ
P. 24

‫نــفــوذ‬

   ‫نفــوذ امن ّیتــی دشــمن را بــا کمــال قــدرت ان‌شــاءالله میگیرنــد‪.‬‬
‫در زمین ‌ههــای اقتصــادی‪ ،‬چشــمهای بینــای مســئولین اقتصــادی‬
‫بایسـتی بـاز باشـد و مواظـب باشـند کـه [دشـمنا ‌ن] نفـوذ اقتصـادی‬
‫پیـدا نکننـد؛ چـون نفـوذ دشـمن پایـ ‌هی اقتصـا ِد محکـم را متزلـزل‬
‫میکنـد‪ .‬آنجاهایـی کـه نفـوذ اقتصـادی کردنـد‪ ،‬آنجاهایی که توانسـتند‬
‫خودشـان را بـر اقتصـاد کشـورها و م ّلتهـا مثـل یـک بختکی(‪ )۱۲‬سـوار‬
‫بکننـد‪ ،‬پـدر آن کشـورها درآمـد‪ .‬اینجـا ده پانـزده سـال قبـل از ایـن‪،‬‬
‫رئیـس یکـی از همیـن کشـورهایی کـه جـزو کشـورهای پیشـرفت ‌هی‬
‫منطقـ ‌هی مـا بـود‪ ،‬در سـفری کـه بـه تهـران داشـت و پیـش مـا آمـد‬
‫بـه مـن گفـت آقـا مـا بـه خاطـر نفـوذ اقتصـادی در ظـرف یـک شـب‬
‫تبدیـل شـدیم بـه فقیـر‪ ،‬بـه گـدا؛ راسـت میگفـت‪ .‬فـان سـرمای ‌هدار‪،‬‬
‫ب ‌هخاطــر فــان خصوص ّیــت اراده میکنــد ایــن کشــور را بــه زانــو‬
‫دربیـاورد‪ :‬سـرمای ‌هی خـودش را میکشـد بیـرون یـا تص ّرفاتـی میکنـد‬
‫کـه اقتصـاد آن کشـور بـه زانـو دربیایـد‪ .‬ایـن هـم الب ّتـه خیلـی مهـم‬
‫اسـت؛ ا ّمـا در قبـال اقتصـاد فرهنگـی‪ ،‬اقتصـاد سیاسـی‪ ،‬نفـوذ سیاسـی‬
‫و نفــوذ فرهنگــی اهمیتــش‪ ،‬کمتــر اســت و از همــه مه ‌متــر‪ ،‬نفــوذ‬

                                 ‫سیاسـی و نفـوذ فرهنگـی اسـت‪.‬‬
‫دشــمن ســعی میکنــد در زمینــ ‌هی فرهنگــی‪ ،‬باورهــای جامعــه را‬
‫دگرگـون کنـد؛ و آن باورهایـی را کـه توانسـته ایـن جامعـه را سـ ِرپا‬
‫نگـه دارد جاب ‌هجـا کنـد‪ ،‬خدشـه در آنهـا وارد کنـد‪ ،‬اختـال و رخنـه‬
‫در آنهـا ب ‌هوجـود بیـاورد‪ .‬خرجهـا میکننـد؛ میلیاردهـا خـرج میکننـد‬

           ‫بـرای ایـن مقصـود؛ ایـن رخنـه و نفـوذ فرهنگـی اسـت‪.‬‬
‫نفــوذ سیاســی هــم ایــن اســت کــه در مراکــز تصمی ‌مگیــری‪ ،‬و اگــر‬
‫نشــد تصمی ‌مســازی‪ ،‬نفــوذ بکننــد‪ .‬وقتــی دســتگا‌ههای سیاســی و‬
‫دســتگا‌ههای مدیریّتــی یــک کشــور تح ‌تتأثیــر دشــمنان مســتکبر‬
‫قــرار گرفــت‪ ،‬آ ‌نوقــت همــ ‌هی تصمی ‌مگیر ‌یهــا در ایــن کشــور بــر‬
‫طبــ ِق خواســت و میــل و اراد‌هی مســتکبرین انجــام خواهــد گرفــت؛‬
‫یعنـی مجبـور میشـوند‪ .‬وقتـی یـک کشـوری تحـت نفـوذ سیاسـی‬
‫قــرار گرفــت‪ ،‬حرکــت آن کشــور‪ ،‬جه ‌تگیــری آن کشــور در‬
‫دسـتگا‌ههای مدیریّتـی‪ ،‬بـر طبـق اراد‌هی آنهـا اسـت؛ آنهـا هـم همیـن‬
‫را میخواهنـد‪ .‬آنهـا دوسـت نمیدارنـد کـه یـک نفـر از خودشـان را بـر‬
‫یــک کشــوری مســ ّلط بکننــد‪ ،‬مثــل آن چیــزی کــه در اواخــر قــرن‬
‫‪ ۱۹‬و اوایــل قــرن ‪ ۲۰‬در هنــد ایــن کار را کردنــد؛ از خودشــان آنجــا‬
‫مأمـور داشـتند؛ یـک نفـر از انگلیـس رئیـس هنـد بـود‪ .‬امـروز ایـن‬

                           ‫‪24‬‬
   19   20   21   22   23   24   25   26   27   28   29