Page 22 - الملاحم و الفتن یا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان
P. 22

‫‪| P a g e 21‬‬

                                                                                             ‫باب ‪97‬‬

‫جابر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت کرده که فرمود‪ :‬جوانى از بنى هاشم که خالى در کف‬
  ‫دست راست خود دارد با بيرقهاى سياهى از طرف خراسان خروج ميکند که شعيب بن صالح در جلو او‬
                                      ‫خواهد بود وبا اصحاب سفيانى جنگ کرده آن ها راشکست ميدهد‪.‬‬

                                                                                             ‫باب ‪98‬‬

 ‫سفيان کلبى ميگويد‪ :‬تازه جوانى چهره زرد با ياران قليلى با لواى مهدى عليه السلام خروج ميکند که اگر‬
                                  ‫با کوه ها بجنگد آنها را خراب ميکند تا اينکه وارد بيت المقدس ميشود‪.‬‬

                                                                                              ‫باب ‪99‬‬

    ‫کعب ميگويد‪ :‬وقتى که مردى شهر شام را گرفت ومرد ديگرى مصر را مسخر کرد وبا يکديگر جنگ‬
   ‫کردند واهل شام‪ ،‬اهل مصر را اسير نمودند ومردى از طرف مشرق با بيرق هاى سياه کوچکى بسوى‬
   ‫صاحب شام آمد آن مرد مطيع مهدى عليه السلام خواهد شد‪ .‬ابو قبيل گويد‪ :‬پس از آن‪ ،‬مردم گندم گونى‬
  ‫مالک ميشود وزمين را پر از عدل مينمايد وبعد از آن بسوى مهدى عليه السلام ميرود ومطيع او شده از‬

                                                                                ‫طرف او جنگ ميکند‪.‬‬

                                                                                             ‫باب‪1 11‬‬

‫حسن گويد‪ :‬رسول خدا صلى الله عليه وآله ياد بلائى کرد که دچار اهلبيتش ميشود تا اينکه خدا مردى را با‬
‫بيرق سياه از طرف مشرق بفرستد کسى که آن بيرق را يارى کند خدا او را يارى ميکند وکسى که نصرت‬
‫آن را ترک کند خدا نصرتش را ترک ميکند‪ ،‬بعدا ميايند نزد مردى که نامش نام من است واو راسرپرست‬

                                                            ‫خود ميکنند وخدا او را يارى وتاييد مينمايد‪.‬‬

                                                                                             ‫باب ‪111‬‬

     ‫عمرو بن مره جهنى ميگويد‪ :‬بيرق سياهى از خراسان خروج ميکند تا اينکه مال سوارى خود را باين‬
  ‫درخت زيتونى که مکان آن در زمين باير ما است ميبندد‪ .‬راوى گويد‪ :‬گفتيم‪ :‬ما درخت زيتونى در اينجا‬
   ‫نميبينم؟ گفت‪ :‬تا موقعى که افراد آن بيرق وارد اينجا شوند آن درخت بوجود ميايد‪ .‬عبد الرحمان بن قار‬

      ‫گويد‪ :‬اهل دومين بيرق سياهى بر بيرق اول خروج ميکند (مال سوارى خود را) بان (درخت) ميبندد‬
‫موقعى که وارد شدند خارجى بانها خروج ميکند‪ ،‬از اهل بيرق اول‪ ،‬کسى نيست مگر اينکه پنهان ميشودو‬

                                                           ‫آن ها را (اهل بيرق اول را) شکست ميدهد‪.‬‬

                                                                                             ‫باب ‪112‬‬
   17   18   19   20   21   22   23   24   25   26   27